سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تسبیح دیجیتال

تیشه های اشک - پایگاه اشعار مذهبی ، اشعار مداحی، اشعار آئینی

درباره ما


پایگاه تخصصی اشعار آئینی و مذهبی

نویسندگان

آمار بازدید وبلاگ

بازدید امروز :310
بازدید دیروز :3276
کل بازدید ها :2495850

در محضر قرآن

سوره قرآن

در محضر شهداء

وصیت شهدا

مهدویت

مهدویت امام زمان (عج)

مطالب اخیر

لینک دوستان

آرشیو مطالب

عاشورا

دانشنامه عاشورا

احادیث موضوعی

حدیث موضوعی
تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی

مستوره پاک پرده شب
ای پرده کائنات، زینب

ای جوهر مردی زنانه
مردی ز تو یافت پشتوانه

از چادر عفت تو لولاک
از شرم تو، شرم را جگر چاک

یک دشت شقایق بهشتی
بر سینه زداغ و درد، کِشتی

از بذر غم و شکوفه درد
بر دشت عقیقِ خون، گلِ زرد

افراشته باد، قامت غم
تا قامت زینب است، پرچم

از پشت علی، حسین دیگر
یا آنکه علی است، زیر معجر

چشمان علی ست در نگاهش
توفان خداست ابر آهش

در بیشه سرخ غم نوردی
سرمشق کمال شیر مردی

آن لحظه داغ پر فروزش
آن لحظه درد و عشق و سوزش

آن لحظه دوری و جدایی
آن، آنِ اراده خدایی

چشمان علی ز پشت معجر
افتاد به دیدگان حیدر

خورشید ستاده بود بی تاب
و آن دیده ماه، غرقه آب

یک بیشه نگاه شیر ماده
افتاد به قامت اراده

این سوی، غم ایستاده والا
 آن سوی، شرف بلند بالا

دریای غم ایستاده، بی موج
در پیش ستیغ، رفعت و اوج

این دشت شکیب و غم گساری
آن قلّه اوج استواری

این فاطمه در علی ستاده
وآن حیدر فاطمی نژاده

این اشک، حجاب دیدگانش
وآن حُجب، غلام و پاسبانش

شمشیر فراق را زمانه
افکند که بگسلد میانه

خورشید شد و شفق به جا ماند
اندوه، سرود هجر بر خواند

این ماند که باغمان بسازد
وآن رفت که نردِ عشق بازد
***علی موسوی گرمارودی***


نویسنده سائل در چهارشنبه 90/9/16 | نظر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
<