سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
حذف تبلیغات طمع‌زا از رسانه ملّی
درباره ما

پایگاه تخصصی اشعار آئینی و مذهبی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
در محضر قرآن
آیه قرآن
حدیث
دانشنامه عاشورا
مهدویت
قمحنیا ؤقؤق دقؤق (طت)
در محضر شهیدان
وصیت شهدا
منوی اصلی
لینک دوستان
نویسندگان
زهی کوی کسی کز خون بود آب خیابانش
ز سرهای عزیزان چیده گلدان گرد میدانش

به خورشید قیامت می شود منجر به هر جلوه
تشرف های آئینه به صحن شبنمستانش

به زیل نام او جز حاشیه متنی نمی جوشد
که دارد منشئاتش شأن فرعیت به عنوانش

حجاب پشت حجاب و غبار روی غبار
ترک بر آینه افتاد یا اولی‌الابصار

دعای چله‌نشینان نمی‌کند اثری
بسوز لیس دواء الفراق الا النار

اگرچه کورم و در کوره راه بی خبری
شنیده‌ام که خبرهاست پشت این دیوار
ادامه مطلب...

شکسته بال تر از من در این حوالی نیست
هوای کوی تو داریم و حیف بالی نیست

به سینه می زنم از داغ تو ترک بخورد
شبیه سینه ی ما کاسه ی سفالی نیست

چرا بساط دو چشم ز گریه ها خالیست
چرا چرا دل ما از گناه خالی نیست
ادامه مطلب...

در آفتاب نباشی رُباب حداقل
نمی خورد به لبت آفتاب حداقل

دو روزی است که نانی نخورده ای اصلاً
کمی بزن لب خود را به آب حداقل

چقدر گریه و گریه، بس است خسته شدی
عروس فاطمه قدری بخواب حداقل
ادامه مطلب...

ای سرت سعیِ صفای سنگ ها
نیزه ات قبله نمای سنگ ها

روی نی قرآن نمی خواندی اگر
در نمی آمد صدای سنگ ها

تا که پیدایت نمایم، شهر را
گشته ام با ردّ پای سنگ ها
ادامه مطلب...

ای یزید بی حیا آتش به قلب و جان مزن
خنجر خود را به جسم و جان این طفلان مزن

پیش اهل بیت قرآن بی حیائی تا چه حد
دست خود را بی وضو بر آی? قرآن مزن

بارها بر این لب و دندان پیمبر بوسه زد
چوب خود را از ستم بر این لب و دندان مزن
ادامه مطلب...

هرچه زدند شوکتِ من کم نشد حسین
در مجلس یزید، سرم خم نشد حسین

با خطبه ای که من سرِ بازار خوانده ام
آن نقشه ای که داشت، فراهم نشد حسین

آنجا چنان شبیه پدر حرف می زدم
یک مرد از آن قبیله حریفم نشد حسین
ادامه مطلب...

گاهی ز روی نی سر تو می خورد زمین
گاهی سر برادر تو می خورد زمین

فریاد "یا حسین" دلم می رود به عرش
تا صورت مطهر تو می خورد زمین

خوشحال می شوند که از خستگی راه
در شهر شام خواهر تو می خورد زمین
ادامه مطلب...

ضربت چوب و گل چیده کجا
بزم عیش و سر ببریده کجا

طعنه و زینب غمدیده کجا
خیزران و لب خشکیده کجا

گل بی خار کجا خار کجا
زینب و مجلس اغیار کجا
ادامه مطلب...

شه لب تشنگان می گفت زیر تیغ قاتلها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

به غیر از شاه مظلومان نبینی عاشقی صادق
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

سر شهزاده اکبر چون ز شمشیر ستم بشکافت
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
ادامه مطلب...