سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
mp3 player شوکر

تیشه های اشک - پایگاه اشعار مذهبی ، اشعار مداحی، اشعار آئینی

درباره ما


پایگاه تخصصی اشعار آئینی و مذهبی

نویسندگان

آمار بازدید وبلاگ

بازدید امروز :2196
بازدید دیروز :1731
کل بازدید ها :2491185

در محضر قرآن

سوره قرآن

در محضر شهداء

وصیت شهدا

مهدویت

مهدویت امام زمان (عج)

مطالب اخیر

لینک دوستان

آرشیو مطالب

عاشورا

دانشنامه عاشورا

احادیث موضوعی

حدیث موضوعی
تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی

 خانه بود و اشک بود و آه بود
اشک زهرا با علی همراه بود

باب صحبت های پر غم باز شد
درد دل های علی آغاز شد:

"خانه مان را آب و جارو کرده ای
گوئیا با دردها خو کرده ای
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

 چشم مهتاب گریه می کرد و
نیمه شب آب گریه می کرد و

در طواف شکسته پهلویی
مثل گرداب گریه می کرد و

غسل می کرد هر چقدر آن شب
باز خوناب گریه می کرد و
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

 دست دستاس تو نان داد همه دنیا را
کرمش برد پی شغل گدایی مارا

قرص خورشید همان نانِ سر سفره­ ت بود
رفت تا پر کند از گندم تو بالا را

پرورش داد در این فاصله­ ی هجده سال
نظرِ امّ ابیهایی تو بالا را
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

 دلم برای سخن گفتن تو لک زده است
گلم به روی تو آیا کسی کتک زده است؟

عروس خــانه حیدر چرا نمی خندی ؟
همین سکوت تو بر زخم من نمک زده است

عدو به پیش دو چشمم تو را کتک می زد
بگو خدای کسی را چنین محک زده است؟
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

 ای مسیحا نفسم از چه بریده نفست
رفتی و زود برآرورده شد آخر هوست

با پرزخم چگونه تو شکستی قفست
زتو شرمنده نشد تاکه شوم دادرست

بی وداع از برمن رفتی وحسرت خوردم
کاش ای فاطمه جان قبل تو من می مردم
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

گلچهره بتی شوخ وش و چابک و چالاک
یغمایی و غارتگر و تاراجی و بی باک

از نیم نگه هوش ربود از سر ادراک
ز ابرو، دو کمان بست و ز گیسوی، دو فتراک

تیر نظرش کرد گذر از دل افلاک
ز افلاک نشینان باز برخاست هیاهو

ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در پنج شنبه 93/11/23 | نظر

بریز ساقیا مرا مدام می به ساغرا
چه می که برزند به جان هزار شعله آذرا
چه آذری که نار طور ازو کمینه اخگرا
بریز هان بیار هی ببانگ چنگ و مزمرا
کی هی خورم به یاد او، تو هی بده مکررا

الا تو نیز مطربا بیار نای و چنگ و را
بساز ساز عشق را بسوز نام و ننگ را
به یک ترانه ام ببر ز لوح سینه زنگ را
اگر به جام ما زند فلک ز کینه سنگ را
بزن به جان وی زنی هزار شعله آذرا
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در سه شنبه 93/11/21 | نظر

 عاشقى که نیست حیران تو,حیران میشود
خواه یا ناخواه,خواهان بیابان میشود
 
هرکه بین ره پشیمان شد ز عاشق بودنش
از پشیمان بودنش حتما پشیمان میشود

دربیابان طلب خار که بودن مطرح است
خار,خارگل نشد خارمغیلان میشود
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در چهارشنبه 93/11/15 | نظر

ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم
عاشق و دربه در و بی سر و سامان هستیم

خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم
نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم

نوکر حلقه به گوشیم همه می دانند
خاکبوسان دَر ِ بیت کریمان هستیم
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 93/11/10 | نظر

قدمت روی چشم بی بی جان
چه صفایی به خاک ما دادی

به گدایان وادی سلمان
با حضور خودت بها دادی
**
چند روز است در تکاپویم
تا که از جانب ات خبر برسد
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 93/11/10 | نظر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
<