سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
کتابخانه های ایران
درباره ما

پایگاه تخصصی اشعار آئینی و مذهبی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
در محضر قرآن
آیه قرآن
حدیث
دانشنامه عاشورا
مهدویت
قمحنیا ؤقؤق دقؤق (طت)
در محضر شهیدان
وصیت شهدا
منوی اصلی
لینک دوستان
نویسندگان
تمام شد رمضان....
دوشنبه 93/5/6 | حبیب

به پاى درد و دل بنده چاه کم آورد.
مقابل جگر من که آه کم آورد

به پیش هیچ کسى کج نگشت گردن من
ولى مقابل این بارگاه کم آورد

تمام شد رمضان, تازه ما شروع شدیم
به شب نشینى عشاق ماه کم آورد
ادامه مطلب...

دخلم که پُر نشد جگرم را فروختم
تدبیر شد بلا و سرم را فروختم

تا گفتم السلام علیکَ دلم شکست
تا کاملش کنم سحرم را فروختم

خورشید را به قیمت دریا خریده‌ام
در روی دوست ، چشم ترم را فروختم
ادامه مطلب...

خدا کند که ببخشد مرا خدای غفور
خدا کند نشوم از خدای خوبم دور

خدا کند که ببینم چقدر منان است
کنار سفره ی او کائنات مهمان است

خدا کند که خدا موقع حساب و کتاب
به عدل خود نبرد بنده را به سوی عِقاب
ادامه مطلب...

خوشا به حالِ دل بی شکیب بعضی ها
هزار غبطه به حال عجیب بعضی ها

نمی رود ز سرِ این پرنده ی قفسی
خیال بال و پر دل‌فریب بعضی ها

قنوت وتر ... سحر ... در جوار «شش گوشه»
طبیب حاذق درد غریب بعضی ها!

نصیب همچو منی؛ مهر تربت و حسرت!
برات کرب و بلا، هی نصیب بعضی ها ...

دلم شکسته خدایا! مرا اجابت کن
به حق حرمت امن یجیب بعضی ها

به همنشینی پاکانِ کربلا رفته
گرفته چادر من، بوی سیب بعضی ها ...
***فاطمه معین زاده***



پسرم وقت درد و دل داری؟
که هوایم دوباره بارانی است
حال و روز تو را نمی دانم
حال و روزم همانکه می دانی است

ادامه مطلب...



برچسب ها : اشعار مادران چشم به راهاشعار مادران شهدااشعار دفاع مقدساشعار محمد امین سبکبار

دل مشرّف شد به درگاه حضور
روح چون مِی گشت و تن شد چون بلور

«کلّمینی زارِ» عرفانی شدم
برکه ی پاک مسلمانی شدم

دیشب از روحم تنم را شسته ام
رفتنم را ماندنم را شسته ام
ادامه مطلب...

السلام ای فکر فرداهای من
پیشواز روز عاشورای من

السلام ای غمزه ی کاری شده
عشوه ی از قبل معماری شده

ای خدای زارعان کشت ها
ای به مسجدهای مردم خشت ها
ادامه مطلب...

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزل‌های فراوان باشد

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

سایه ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد
ادامه مطلب...

آنان که گفته‌اند "نگارم" همه‌ش تویی
"معشوقم و نگارم و یارم" همه‌ش تویی

 اسماء، تو، صفات، تو، تو، تو، تو، تو، تو، تو
فرصت نمی‌کنم بشمارم، همه‌ش تویی

توحید را من از فقرا ارث برده‌ام:
"من هیچم و هرآن چه که دارم همه‌ش تویی"
ادامه مطلب...

زهی کوی کسی کز خون بود آب خیابانش
ز سرهای عزیزان چیده گلدان گرد میدانش

به خورشید قیامت می شود منجر به هر جلوه
تشرف های آئینه به صحن شبنمستانش

به زیل نام او جز حاشیه متنی نمی جوشد
که دارد منشئاتش شأن فرعیت به عنوانش