سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی

تیشه های اشک - پایگاه اشعار مذهبی ، اشعار مداحی، اشعار آئینی

درباره ما


پایگاه تخصصی اشعار آئینی و مذهبی

نویسندگان

آمار بازدید وبلاگ

بازدید امروز :598
بازدید دیروز :3088
کل بازدید ها :2547090

در محضر قرآن

سوره قرآن

در محضر شهداء

وصیت شهدا

مهدویت

مهدویت امام زمان (عج)

مطالب اخیر

لینک دوستان

آرشیو مطالب

عاشورا

دانشنامه عاشورا

احادیث موضوعی

حدیث موضوعی
تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی تیشه های اشک - پایگاه تخصصی اشعار آئینی

جنت که خود به نام شبستان فاطمه است
سجاده ای به گوشه ایوان فاطمه است

بال فرشتگان خدا غرق حسرت ِ
خاک گلین حجره طفلان فاطمه است

نام علی شده به عدد با نمک یکی
نام علی خودش زنمکدان فاطمه است
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در شنبه 93/12/23 | نظر

 رخت فروغ خداوند دادگر دارد
قدت نشان ز قیام پیامبر دارد

به جلوه‌ای چو ربائی دل از رسول خدا
ز چهره‌ات نتواند نگاه بردارد

میان خلق شود چون محبتت تقسیم
پیمبر از همگان سهم بیشتر دارد
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 93/12/22 | نظر

ای بهشت قرب احمد فاطمه (س)
لیله القدر محمد (ص) فاطمه (س)

ای خدا مشتاق یا رب یا ربت
ای سلام انبیا بر زینبت

عالم خاکی محیط غربتت
آفرینش گشته گم در تربتت

کاروان دل روان در کوی تو
قبله جان محمد (ص) روی تو
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در جمعه 93/12/22 | نظر

 خانه بود و اشک بود و آه بود
اشک زهرا با علی همراه بود

باب صحبت های پر غم باز شد
درد دل های علی آغاز شد:

"خانه مان را آب و جارو کرده ای
گوئیا با دردها خو کرده ای
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

 چشم مهتاب گریه می کرد و
نیمه شب آب گریه می کرد و

در طواف شکسته پهلویی
مثل گرداب گریه می کرد و

غسل می کرد هر چقدر آن شب
باز خوناب گریه می کرد و
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

 دست دستاس تو نان داد همه دنیا را
کرمش برد پی شغل گدایی مارا

قرص خورشید همان نانِ سر سفره­ ت بود
رفت تا پر کند از گندم تو بالا را

پرورش داد در این فاصله­ ی هجده سال
نظرِ امّ ابیهایی تو بالا را
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

 دلم برای سخن گفتن تو لک زده است
گلم به روی تو آیا کسی کتک زده است؟

عروس خــانه حیدر چرا نمی خندی ؟
همین سکوت تو بر زخم من نمک زده است

عدو به پیش دو چشمم تو را کتک می زد
بگو خدای کسی را چنین محک زده است؟
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

 ای مسیحا نفسم از چه بریده نفست
رفتی و زود برآرورده شد آخر هوست

با پرزخم چگونه تو شکستی قفست
زتو شرمنده نشد تاکه شوم دادرست

بی وداع از برمن رفتی وحسرت خوردم
کاش ای فاطمه جان قبل تو من می مردم
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در یکشنبه 93/12/10 | نظر

گلچهره بتی شوخ وش و چابک و چالاک
یغمایی و غارتگر و تاراجی و بی باک

از نیم نگه هوش ربود از سر ادراک
ز ابرو، دو کمان بست و ز گیسوی، دو فتراک

تیر نظرش کرد گذر از دل افلاک
ز افلاک نشینان باز برخاست هیاهو

ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در پنج شنبه 93/11/23 | نظر

بریز ساقیا مرا مدام می به ساغرا
چه می که برزند به جان هزار شعله آذرا
چه آذری که نار طور ازو کمینه اخگرا
بریز هان بیار هی ببانگ چنگ و مزمرا
کی هی خورم به یاد او، تو هی بده مکررا

الا تو نیز مطربا بیار نای و چنگ و را
بساز ساز عشق را بسوز نام و ننگ را
به یک ترانه ام ببر ز لوح سینه زنگ را
اگر به جام ما زند فلک ز کینه سنگ را
بزن به جان وی زنی هزار شعله آذرا
ادامه مطلب...

نویسنده حبیب در سه شنبه 93/11/21 | نظر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
<